برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
من صبح که بیدار میشوم، اول به شما فکر میکنم.
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
شما بههرحال از میلِ ما به مرگ سوءِ استفاده کردید. ما دلمان میخواست بمیریم، با شما؛ که طرحِ ناگهانی مرگاید. اما شما مردن ما را صرف زندهبودنتان کردید. و انصاف اگر بدهید، ناجوانمردانهست. که شما زودتر از گور بلند شوید.
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان
به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
-
این دو سطر اینجا باشند، به نیابت از امشب.
سهی شهریور نود و هشت
برچسب:
نویسنده: شیوا زارعیان